تبليغاتX
منتظر المهدی(عج)

منتظر المهدی(عج)

مذهبی

آقایان.مثل ایشان بامرام باشید.

 

سالها پیش که سردار سرلشگر شهید شوشتری فرمانده ارشد سپاه پاسداران منطقه شرق کشور بود؛  من آپارتمانی از یكی از بچه های سپاه خریداری كردم. این آپارتمانها قبلاً در اختیار بچه های سپاه از جمله شهید كاوه و دیگران بود كه ظاهرا چند دست هم گشته بود.

(چون خانه زمینش وقف آستان قدس رضوی بود باید برای انتقال سند به بخش املاک آستان می رفتم) وقتی برای صدور سند به قسمت املاك آستان قدس رضوی مراجعه نمودم با این مشكل مواجه شدم كه هریك از واحد های فوق از سالها قبل، بین 50 تا 60 هزار تومان بابت شارژ ماهیانه بدهكار می باشند.

گفت: احتمالا اذیت شده ای و از شما می خواهم كه از دست ما و شهیدانی كه در آنجا ساكن بوده اند ناراحت نباشی و ما را ببخشی.

اشك در چشمانم حلقه زد ، او را در بغل گرفتم، پیشانی اش را بوسیدم، گفتم سردار شما باید من را ببخشید. نمی خواستم مزاحمتان شوم.

بر اساس مقررات آستانه، برای صدور سند بایستی بدهی آن واحد را تسویه می كردم و آن هم در شرایطی بود كه هرچه در اختیار داشتم برای خرید آپارتمان فوق داده بودم و آن مبلغ هم كه بیش از شش ماه از حقوقم بود، خارج از توان مالی ام بود.

از مسئولین املاك آستانه كمك خواستم، آنها رابط قدیمی خود و سپاه را به من معرفی كردند، اتفاقا او در حوزه مدیریت سردار مشغول به كار بود. به او مراجعه كرده و شرح ماوقع را دادم. او كاملا در جریان بود؛ در آنجا متوجه شدم كه آن رشته سر دراز دارد چراكه اختلاف شدید و مشكلی طولانی و پر از كش و قوس های مالی در بین بود. رابط شرح مفصلی از مسائل گذشته و اختلافات طرفین را بازگو كرد و از من خواست تا از آستانه بخواهم كه فعلا از مطالبه صرف نظر كند.

از آن طرف (در آستان) نیز نیاز به مكاتبه مسئولین املاك با مدیران آستانه و طرح در جلسات و ارائه طریق می بود كه آنهم فرآیندی طولانی و مبهم داشت.

 

به ناچار دو روز بعد به محل دفتر سردار مراجعه كرده و از همان آقای رابط خواستم كه با سردار ملاقات كنم. او با جدیت جواب منفی داد و گفت در این خصوص كمكی به من نمی كند.

از محل فرماندهی سردار به طبقه هم كف آمده و غمگین و مستاصل روی صندلی جا خوش كرده سر در گریبان از خداوند استغاثه می كردم تا مشكلم حل شود، واقعا درمانده شده بودم، در این حین صدای اذان بلند شد، از سربازی پرسیدم نمازخانه كجاست؟ یكباره به ذهنم رسید كه احتمالا سردار برای نماز می آید از همان فرد پسوال كردم سردار كی برای نماز می آید، او به طرف پله ها برگشت و گفت: سردار آمد، او سردار است. پایین پله ها به او سلام كردم و گفتم سردار درمانده شده ام، از شما كمك می خواهم. با روی باز و بسیار صمیمانه گفت: چه شده عزیزم.

كوتاه و مختصر شرح دادم و در پایان گفتم آن عزیزان در آن واحدهای آپارتمانی وضو گرفته اند، نماز خوانده اند و من هم توان مالی ندارم.

او با مهربانی گفت:  الان مسئله را حل می كنم و بعد از نماز بیا دفترم.

گفتم: راهم نمی دهند

گفت: با خودم بیا

بعد از نماز به نزد او رفتم، جالب اینكه دستم راگرفت و با خود به دفتر كارش برد.

پرسید چقدر بدهكار هستیم. گفتم : واحدی که من در آن هستم  یا همه 8 واحد.

گفت: كل هشت واحد چقدر بدهكار می باشد.

گفتم ...این مقدار و اکنون رقم دقیق یادم رفته ولی حول و حوش 500 هزار تومان بود)

به حسابداری تلفن زد و دستور داد از حساب تنخواه خودش چك صادر شود.

در پایان جمله ای گفت كه نشان از عمق شخصیت والا و ذات و طینت پاكش داشت.

گفت: احتمالا اذیت شده ای و از شما می خواهم كه از دست ما و شهیدانی كه در آنجا ساكن بوده اند ناراحت نباشی و ما را ببخشی.

اشك در چشمانم حلقه زد ، او را در بغل گرفتم، پیشانی اش را بوسیدم، گفتم سردار شما باید من را ببخشید. نمی خواستم مزاحمتان شوم.

صمیمانه از هم خدا حافظی كردیم؛ تا نزدیكی پله ها مرا همراهی كرد.

وقتی چك را به قسمت املاك دادم با تعجب گفتند عجب، مشكل ده ساله حل شد.

من از آن زمان هر وقت به یاد آن واقعه می افتادم و یا نام سردار را می شنیدم دعایش می كردم.

حالا او به خیل شهیدانمان پیوسته و به درجه والای شهادت رسیده، اما او براستی عزیز و ارزشمند بود، پاك و بی آلایش بود، وارسته و جان برکف

 

امروز برای شهدا وقت نداریم

 

ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

 

با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است

 

ما بهر ملا قات خدا وقت نداریم

 

چون فرد مهمی شده نفس دغل ما

 

اندازه یک قبله دعا ، وقت نداریم

 

در کوفه تن ،غیرت ما خانه نشین است

 

بهر سفر کرب و بلا ، وقت نداریم

 

تقویم گرفتاری ما پر شد ه از زرد

 

ای سرخ ، گل لاله ، تو را وقت نداریم

 

هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم

خوب است ، ولی حیف که ما وقت نداریم

       
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 16:37  توسط S.I.A.M  | 

میر حسین موسوی و انقلاب مخملی(سبز) و براندازی در ایران

قبل از اعلام نتایج انتخابات کمتر کسی قبول می‌کرد که میرحسین موسوی اتوبان لشکرکشی و تهاجم کسانی است که قصد براندازی نظام را دارند؛ اما اکنون که میرحسین و عوامل اصلی هدایت‌کننده و کنترل‌کننده او نقاب از چهره برانداخته‌اند و آشوب و اغتشاش را جانشین تسلیم به رأی مردم کرده‌اند دیگر فهم این نکته سخت نخواهد بود که موج سبز میرحسین و حامیان و هادیان او تدارک یک انقلاب رنگی دیگر در ایران است. 
فعالیت‌ها و اقدامات جریان‌ها و گروه‌های مختلف سیاسی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بیش از آنکه عرصه رقابت در طرح و اندیشه‌ها باشد به محاکمه دولت نهم تبدیل شده بود؛ محاکمه‌ای که اکنون با آشوب خیابانی و تلاش برای تکرار حادثه کوی دانشگاه وارد مرحله دیگری شده است. 
شاید در نگاه اول این‌گونه به ذهن متبادر ‌شود که این قبیل انتقادات و اظهار نظرها نوعی بهره‌گیری از تکنیک‌ها و تاکتیک‌های جنگ روانی است که برای منفعل کردن رقیب به کار گرفته شده است؛ اما توجه جدی به اظهارات و برنامه‌های تبلیغاتی آنها، اهداف و مقاصد پشت پرده‌ای را آشکار می‌کند، قرائن و شواهد نشان می‌دهد تلاشی مرموزانه، استتار شده و بسیار پیچیده طراحی و پیاده شده است تا زمینه یک انقلاب رنگی را در ایران فراهم آورند روزنامه‌ها و سایت‌های مهاجم به دولت نهم سرشار از این شواهد و قرائن است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 10:37  توسط S.I.A.M  | 

مناظره با اهل سنت - شيعيان اهل سنت واقعي

مناظره با اهل سنت

مناظرات مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد عبدالله طاهري شيرازي با علماي اهل سنت در مکه و مدينه


مرحوم آيت الله شيرازي از علماي برجسته شيعه و حوزه علميه نجف بودند که در سال 1361 هجري قمري به قصد زيارت خانه خدا به مکه معظمه مشرف شدند و در ضمن اداي مناسک حج، گفتگوها و بحثهايي با اهل تسنن انجام داده که پس از مراجعت به نجف اشرف بنا به تقاضا و اصرار برخي از علماي شيعه، اين گفتگوها به صورت کتابي با عنوان «الاحتجاجات العشره دليلهاي دهگانه» جمع آوري شده که من بخش هايي کوتاه از اين کتاب ارزشمند را براي استفاده همه دوستان شيعه و سني اينجا مي‌نويسم:


اگر بعد از پيامبر اسلام، پيامبر ديگري بود، او چه کسي بود؟


از من پرسيد : شما درباره اين حديث چه مي‌گوئيد که مضمون آن اينست پيامبر فرمود:«لو کان نبي غيري لکان عمر: اگر بعد از من پيامبري بود، او عمر بود»


گفتم: اين حديث را هرگز پيامبر (ص) نفرموده و نسبت دادن آن به آن حضرت دروغ محض است.


گفت: چرا و به چه علت؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 10:32  توسط S.I.A.M  | 

کلمات قصار

Image

كسانى بودند هم چون مرحوم آقا سيّد محمّد كاظم يزدى ـ رحمه اللّه  ـ و مرحوم شيخ فضل اللّه  نورى كه دوربين و آينده نگر بودند و مى گفتند: مشروطه، «كَلِمَةُ حَقٍّ يُرادُ بِهَا باطِلٌ.» (1) سخن حقّى است ولى باطل از آن اراده شده است. ولى ديگران آخر مطلب را از اول كار نمى ديدند كه چگونه هر كس پول بيشتر صرف كند وكيل مى شود و دين و دنياى مردم را در اختيار مى گيرد. درباره ى حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ در روايت داريم: «إِنَّ اللّه  أَدَّبَ نَبِيَّهُ ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ ... وَ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ دينِهِ.» (2 ) خداوند، پيامبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ را تربيت نمود سپس امر دينش[تشريع و قانونگذارى] را به او واگذار كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 10:29  توسط S.I.A.M  | 

18سال تلاش رهبری برای اصلاح الگوی مصرف

18سال تلاش رهبری برای اصلاح الگوی مصرف

تصویر بزرگ
سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی : رهبر انقلاب از روزهای نخستین سال 1370، همزمان با شروع نبرد زر و تزویر در بین مسئولان ، نسبت به این قضیه هشدار دادند.همان روزهایی که "دیگر نوبت رفاه مسئولان " رسید و کوخ نشینی رجایی به کاخ نشینی ها تبدیل شد. ایشان در سال 82 حتی از صدا و سیما و هیئات وزیران خواستند تا در جهت اصلاح الگوی مصرف گام جدی بردارند و به مبارزه با تبیلغ های مصرف گرایانه بپردازند، که متاسفانه با بی توجهی مسئولین نتیجه ای در برنداشت.
 
                                                                                            

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 21 فروردین1388ساعت 10:34  توسط S.I.A.M  | 

اطلاعیه شماره 3 گرداب + نشانی 90 سایت منهدم شده

عیدی سپاه پاسداران به ایرانیان
اطلاعیه شماره 3 گرداب + نشانی 90 سایت منهدم شده


تصویر بزرگ
سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی : مرکز بررسی جرائم سازمان یافته دایره جرایم سایبری اطلاعیه جدیدی در راستای پروژه مضلین منتشر کرد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 21 فروردین1388ساعت 10:32  توسط S.I.A.M  | 

سال 1388سال اصلاح الگوی مصرف

با سلام

با تبریک سال نو آرزوی سالی خوب و پر خیر و برکت را برای شما آرزو میکنم وآرزو میکنم که همه ما امسال طبق گفته ی مقام معظم رهبری در مصرف هایمان تغییراتی بوجود آوریم

                                                                                   با تشکر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 فروردین1388ساعت 13:6  توسط S.I.A.M  | 

نوآوری و شکوفایی

 

 رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال «نوآوری و شکوفایی» نامیدند. 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی سال 1387، را سال «نوآوری و شکوفایی» نامیدند و تصریح کردند: «امسال باید فضای نوآوری، کشور را فرابگیرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره گیری از امکانات مادی و معنوی، کارهای نو و ابتکاری و راههای میان بر را در سایه مدیریت صحیح، تدبیر درست و حکمت در فعالیت کشور وارد کنند تا کام مردم از ثمره این تلاش ها شیرین شود».

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به عید سه گانه در طلیعه بهار امسال، میلاد نبی مکرم اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع) و عید نوروز را به آحاد ملت ایران و همه ملتهایی که عید نوروز را گرامی می دارند، تبریک گفتند و با اشاره به چشم اندازها و امیدهای بسیار روشن در سال 1387، افزودند:« امسال نظام مقدس جمهوری اسلامی سی سالگی خود را که در راه دفاع از استقلال و عزت ملی و حرکت به سمت اعتلای علمی و عملی گذشت، پشت سر می گذارد که همه این تلاشها در تاریخ ملت ایران برجسته و ماندگار خواهد ماند».

ایشان با اشاره به آغاز فعالیت مجلسی تازه نفس در سال جاری و همچنین فعالیت دولتی خدمتگزار، پرتلاش و خستگی ناپذیر، همکاری و برنامه ریزی این دو قوه را زمینه ساز انجام کارهای بزرگ دانستند و تأکید کردند:«ما نمی توانیم آرام و معمولی حرکت کنیم، بلکه باید با تلاشی مضاعف، جدی تر و با نهایت شتاب اما حساب شده، منظم و منضبط به جلو برویم و در عرصه داخلی و همچنین عرصه پیچیده بین المللی از تمام ظرفیت ها برای دست یابی به پیشرفتهای بزرگ استفاده کنیم».

حضرت آیت الله خامنه ای، با تأکید بر اینکه برنامه ریزی مدبرانه، شجاعانه و عزت مدارانه در عرصه سیاست خارجی و موفقیت در این عرصه در توفیقات داخل کشور نیز تأثیرگذار است خاطرنشان کردند: « علاج ملت ایران در کسب اقتدار است و امروز خوشبختانه مسئولان کشور عزت ملی را کاملاً در نظر دارند و در مقابل زورگویی و زورگیری دشمن ایستاده اند».

ایشان همکاری کامل دولت و ملت و اتکاء به خداوند را زمینه ساز پیشروی در عرصه قدرت یابی ملت ایران و اقتدار روزافزون کشور به ویژه اقتدار معنوی و روحی برشمردند و تصریح کردند: «یکی از دو انتظار من در سال 1387، نوآوری در بخشهای مختلف و دستگاههای گوناگون اجتماعی، اقتصادی و خدماتی کشور از جمله در دیپلماسی، حرکت به سمت علم و تحقیق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهای محروم، و در آبادانی کشور است».

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: «انتظار دوم در سال جاری این است که فعالیتهایی که در سالهای گذشته انجام شده و کارهایی که دولت در سالهای اخیر انجام داده، به نتیجه و شکوفایی برسند و کام مردم از نتیجه این فعالیتها و تلاشها شیرین شود بنابراین امسال را سال نوآوری و شکوفایی می نامم».

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود، سال 86 را سالی مهم، پرحادثه و عزت آفرین برای ملت ایران دانستند و خاطرنشان کردند: «در آغاز سال 86، ماجرای دستگیری ملوانهای متجاوز بیگانه و سپس عفو و آزادی آنان، چهره ای مقتدر و عین حال بردبار و پرگذشت از ملت ایران به جهانیان ارائه کرد و در پایان این سال نیز حضور پرشکوه و با عظمت مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی، بار دیگر چهره پرصلابت و همراه با اقتدار ملت ایران و عزم جدی آنان برای درست اداره کردن کشور را نشان داد».

رهبر انقلاب اسلامی کارهای با ارزش مسئولان اعم از دولت، مجلس و بخشهای گوناگون و همچنین کارهای بزرگ آحاد ملت به ویژه فعالیتهای علمی مجموعه های دانشجویی و کاوشگر را از دیگر نقاط مثبت در سال 86 و زمینه ساز پیشرفت کشور برشمردند و افزودند: «در کنار این پیشرفتها، ضایعات، فقدانها و ناکامی هایی هم وجود داشت که آخرین آن حادثه تأسف بار فقدان عزیزان دانشجو در یک سانحه دلخراش بود اما به هر حال زندگی آمیخته از شادیها و غمها، شیرینی ها و تلخی ها است و مهم این است که یک ملت بتواند در میانه این حوادث گوناگون هدف خود را در نظر داشته باشد و به سوی آن هدف گامهای بلند بردارد».

حضرت آیت الله خامنه ای در پایان اظهار امیدواری کردند: «ملت سرافراز ایران، سال جدید را با بهره گیری از نوآوریها و شکوفایی ها، به بهترین وجه با عزت، موفقیت، کامیابی، شادابی و با توان بیشتر به پایان برساند».

+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 11:57  توسط S.I.A.M  | 

بايسته‌هاي «نوآوري» و «شكوفايي»

 

         جامعه اي كه آحاد آن از تعصب كور خود را رها نسازد هرگز نو نمي شود . از جهل و تحجر بايد دل كند تا شمس عقل توان طلوع پيدا كند و از افق سر بر آورد...نمي شود جلو آدم ها ايستاد و آن ها را در محيطي بسته و محدود محبوس كرد و هماي تفكر را در قفس تنگ تعصب اسير نمود و تمناي نو آوري هم داشت.

واژه ها مقدسند چون پل ارتباطي انسان هابراي تعامل با يكديگرند . دردانه هايي كه اگر نبودند عالم ما آدم ها به گورستاني خاموش مبدل مي شد و انديشه هاي ناب ناپيدا مي ماند و مجال پرواز نمي يافت .

واژه ها آن قدر دريا دل هستند كه گاهي مي توان در گستره وجود آن ها توشه ساليان را جا داد و آن را به دل تاريخ پرتاب كرد تا نسل ها و نسل ها از آن بهره بر گيرند و از قدر و قيمت آن هيچ كاسته نگردد . نمونه ها در تاريخ ادبيات جهان از اين دست بسيار است كه در حوصله اين نوشتار نيست .
امسال را مقام معظم رهبري در ذيل دو واژه نو آوري و شكوفايي نام نهادند تا از بركات آن هر روز نوروز باشد .

به اين بهانه لازم مي دانم درضرورت صيانت از ساحت قدس اين كلمات مطالبي بياورم باشد تا چون سال گذشته كه موضوع اتحاد ملي مورد بي مهري هايي واقع شد شاهد حوادثي مشابه و تفسير و تاويل هايي خود سرانه در اين خصوص نباشيم .

با عنايت به اين كه قران كه كلام خداوند است تصريحاتي بر لزوم حفظ جايگاه كلمات و پاسداري از مفاهيم حقيقي آن داشته و مرتكبان تخلف ادبي را نكوهش مي كند، تكليف ما در اين عرصه دوچندان مي شود تا با روشنگري اجازه ندهيم جريان هايي اين كلمات كليدي و سازنده را از جايگاه آن خارج كرده و در جهت اهداف خود آن را بارگذاري نمايند .

نو شدن و نوآوري و نو ماندن مقوله هايي است كه اگر از جامعه اي رخت بربندد، آن اجتماع را مي فرسايد و گرفتار احتضار كهنگي مي كند و چنانچه روح آن در پيكر جامعه‌اي بدمد شادابي و نشاط با خود مي آورد و به آن مانايي مي بخشد. همان رسالتي كه طبيعت در دستور كار كارستان خويش دارد و هر ساله در بهار شاهد عظمت اين رويش هستيم .

نوآوري و شكوفايي دو همزاد هستند كه يكي بدون ديگري راه به جايي نمي برد. نوآوري بدون شكوفايي سرقت اين عنوان است و شكوفايي منهاي نوآوري سرابي است فريبنده كه هيچ گاه به دست نمي آيد .

بايد پوست انداخت تا جوانه بدمد و بايد جوانه زد تا شكوفا شد . شكوفه بي جوانه محال است و اگر كسي داعيه آن را بكند يقين بدانيد گل بي روح و رمق مصنوعي است كه مي خواهد قالب مي كند .جوانه هم بدون نو شدن و پوست انداختن دمل چركين و كهنه اي است پر از التهاب كه اگر سر باز كند بيرون را آلوده مي كند و اگر بسته بماند درون را به تحليل مي برد .
هر يك از اين دو عنوان شرايطي دارد كه بايد محقق شود تا هويت حقيقي آن احراز گردد.

نو آوري پيامد بيداري از خواب سنگين زمستاني است . بايد بيدار شد تا نو و شكوفا گشت . بايد خرقه كهنه گي را جسورانه انداخت و جامه نو را شجاعانه بر تن كرد . بايد در مرئاي آينده ايستاد، دست از وراي خود شست و سر بر آستان بلند ماورا ساييد و مائده هايي براي سير انفس و آفاق خود طلب نمود . با اعتماد به نفس جدار سانسور و خود سانسوري را شكست و صياد صدف از ژرفاي اقيانوس وجود خويش گشت.

جامعه اي كه آحاد آن از تعصب كور خود را رها نسازد هرگز نو نمي شود . از جهل و تحجر بايد دل كند تا شمس عقل توان طلوع پيدا كند و از افق سر بر آورد . تا خسرو خاور علم عقلانيت بر گستره حيات نزند و لايه هاي بر هم انباشته و تو در تو و در هم تنيده جمود را نسوزاند و بر تن زندگي قباي نو نور نپوشاند نو آوري و شكوفايي پديدار نمي شود .

نمي شود جلو آدم ها ايستاد و آن ها را در محيطي بسته و محدود محبوس كرد و هماي تفكر را در قفس تنگ تعصب اسير نمود و تمناي نو آوري هم داشت .

شايد وجه تسميه سال 87 به نو آوري و شكوفايي شكستن بازار ملال آور خرافه پردازاني است كه چشمه هايي از عملكرد زشت آن ها دل بسياري از بزرگان نظام را آزرد . و الحق در اين وانفسا چه هوشيارانه مقام معظم رهبري صلاي نو آوري و شكوفايي در دادند تا طلسم جمود بشكند و زمينه براي زدودن قلمرو فرهنگ از عصبيت ها آماده شود . تا رخت نو بر تن تمام عرصه ها از سياست تا اقتصاد و فرهنگ برود . تا تعامل جايگزين خودرايي و كارشناسي و تكيه بر خورشيد تعقل دائرمدار هر طرح و برنامه گردد و يك دندگي و لجاجت كه ميوه تلخ كهنه گرايي است جاي خود را به انصاف و فتوت در گزينش صحيح از سقيم بدهد .

با اين آرزو كه دو واژه نو آوري و شكوفايي در جايگاه حقيقي خود محترم و محتشم بنشيند، بر تمام عرصه ها نور بپاشد و از دستبرد سارقان مفاهيم سالم بماند سال نو را آغاز مي كنيم .

+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 11:53  توسط S.I.A.M  | 

جمکران

 بنگر که داغ هجر تو با ما چه می کند

وصف جمال روی تو جانا چه می کند .

شرح نگاه مست تو ای روشنای سبز

با اشک خون و چشم تمنا چه می کند

ای آفتاب مه گرفته عالم ، طلوع کن

هستی بدون نور تو فردا چه می کند 

شب در سیاه چشم تو آوارگی کشید

با خال دل فریب تو یلدا چه می کند

ای شهسوار حسن به بازار عاشقی

یوسف به پیش حسن تو سودا چه می کند

هفت آسمان به آه تو هستند و برقرار

ورنه حیات و موت به عیسی چه می کند

تنها تویی بهانهء عاشق شدن ، بیا

توضیح واضحات به معنا چه می کند

چون روشنای شمس و قمر از وجود توست

با این طلیعه گو ید بیضا چه می کند

بیراهه می رود دل آن مدعی ، بگو

در لابلای خرمن اسما چه می کند

او اسم اعظم و نی عشق اعظم است

عمری به کار بیخود و بیجا چه می کند

با مدعی بگو که چراغت اگر چه هست

این دیدگان بسته هویدا چه می کند

با چشم و سوز دل بنگر او همیشه هست

ورنه سواد عقل جز حاشا چه می کند. 

منبع آقای امیر اسلامی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 13:34  توسط S.I.A.M  | 

روابط دختر و پسر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 14:6  توسط S.I.A.M  | 

وهابیت دین یا مسخره بازی

‌ فتاوی عجیب وهابیت؛
پوچ‌گرایی یک اندیشه

با مروری سریع و گذرا به فتواهای صادر شده طی شش ماه گذشته توسط مفتیان و علمای وهابیت، می‌توان به راحتی به تو خالی و پوچ بودن این مکتب فکری منحرف که توسط ایادی صهیونیستی بنیانگذاری شده، پی برد.

  واژه وهابیت و القاعده که مدافع اندیشه وهابیت است، ياد آور مفاهيم بيشماري بوده که اصلي‌ترين آن افراط گرايي است. در بیشتر حالات مخاطبان اوليه آن زنان هستند. زنان در طول دهه‌ها حاکميت افراط گرايانه در کشورهاي اسلامي انواع محدوديت‌ها را تجربه کرده اند. چندی پیش نيز نوبت زنان عراقی بود تا با اينگونه احکام وهابی و القاعده‌اي مواجه شوند. در یکی از جديدترين احکام القاعده‌اي که بيشتر به يک شوخي مي‌ماند حکم ممنوع بودن خريد خیار براي زنان صادر شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 14:0  توسط S.I.A.M  | 

ظهور

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 13:56  توسط S.I.A.M  | 

عکس هایی از مراجع عظام

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 13:53  توسط S.I.A.M  | 

سریال مثل هیچکس شبکه دو

دانلود تیتراژ سریال مثل هیچ کس

 سریال مثل هیچ کس

با صدای احسان خواجه امیری

 

تیتراژ اول                          دانلود کنید

تیتراژ دوم                          دانلود کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 14:37  توسط S.I.A.M  | 

او می آید

 بسم رب المهدی

*اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة والنصر و جعلنا من انصاره واعوانه والحامین عنه و المستشهدین بین یدیه.

 

* و تو خواهی آمد....

آره. ای جهانیان، ای شیعیان، ای همه مردم جهان مطمئن باشید که بالاخره یک روز هم می یاد که آن روز، روز شادی ما شیعیان علی است.

دیگه اونوقته که دیگه نمی تونه فتوا بده که ریختن خون شیعه علی حلال!!!

دیگه کسی نمی تونه به شیعه بگه بالای چشات ابروه.

 

آخ چقدر دوست دارم اون روز بیاد و من هم اون روز باشم و شاهد این باشم که مهدی فاطمه، مهدی قرآن چطور می خواهد انتقام چادر خاکی مادر رو بگیره. یعنی می شه آقا جون؟!! دوست دارم تو رکاب شما بمیرم. دوست دارم بگم که خیلی دوستون دارم. دوست دارم بگم که.......

آقا جون تا اون روز همیشه تو قنوتم می گم:

اللهم عجّل لولیک الفرج عجّل لولیک الفرج عجّل لولیک الفرج

 

 التماس دعا


+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت 18:5  توسط S.I.A.M  | 

مجموعه کتب و مقالات مهدویت

برای مشاهده برروی متن زیر کلیک نمایید

.:: مجموعه کتب و مقالات مهدویت ::.

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 18:43  توسط S.I.A.M  | 

حضرت مهدی

ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256هجری بود پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی  تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود   در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی  ، هشتمين خليفه عباسی   ، که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی   قرار داد اين انديشه - که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيری کرد ، و حتی مادران بيگناه را کشت ، و يا قابله هايی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد . در زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نيز به همين روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه ای   شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد   امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مي برد به هنگامی که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزديک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيری کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای  نهاد ، او را از ميان بردارند   بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی   ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمي ديد . آنان نيز مهدی  را گاه بگاه مي ديدند ، نه هميشه و به صورت عادی


شيعيان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده کردند
در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی  که پدر بزرگوارش حيات داشت ، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدی ( ع) مي رسيدند   از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد   آنان پسری را ديدند که بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش . امام عسکری فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان شما ، امراو را اطاعت کنيد ، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد ، که هلاک مي شويد و دينتان تباه مي گردد . اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ، تا اينکه زمانی دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ، اطاعت کنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری ، امام مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت .يکی  از متفکران و فيلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسيده است ، ابو سهل نوبختی مي باشد باری ، حضرت مهدی ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری   در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری ديده از جهان فرو بست . در اين روز بنا به سنت اسلامی ، مي بايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ، تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و يا بد خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی  و رسالت اسلامی و ولايت دينی را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند کودکی همچون خورشيد تابان با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد ، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد


ضرورت غيبت آخرين امام
بيرون آمدن حضرت مهدی ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد کارگزاران و ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند ، و در چنين شرايطی بود که برای بقای   حجت حق تعالی ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهی برای حفظ جان آن " خليفه خدا درزمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم همان بود و قتلش همان . پس مشيت و حکمت الهی  بر اين تعلق گرفت که حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وی  کوتاه گردد ، و واسطه فيوضات ربانی ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشکار نيست ، اما انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنمای مواليان و دوستانش مي باشد . ضمنا اين کيفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علی   ( ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت ، بلکه به آزار و قتل آنان نيز اقدام کرد ، و لزوم نهان زيستی آخرين امام را برای حفظ جانش سبب شد در اين باب سخن بسيار است و مجال تنگ ، اما برای   اينکه خوانندگان به اهميت وجود امام غايب در جهان بينی تشيع پی برند ، به نقل قول پروفسور هانری کربن - مستشرق فرانسوی - در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته ، مي پردازيم :" به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبی است که رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و خلق ، برای هميشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگی  ولايت را زنده و پابر جا مي دارد ... تنها مذهب تشيع است که نبوت را با حضرت محمد - صلی الله عليه و آله و سلم - ختم شده مي داند ، ولی ولايت راکه همان رابطه هدايت و تکميل مي باشد ، بعد از آن حضرت و برای هميشه زنده مي داند . رابطه ای  که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نمايد ، بواسطه دعوتهای دينی قبل از موسی و دعوت دينی موسی و عيسی و محمد - صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولايت جانشينان وی ( به عقيده شيعه )زندهبوده وهست وخواهدبود،اوحقيقتی است زنده که هرگز نظ ر علمی نمي تواند او ر ا از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد آری تنها مذهب تشيع است که به زندگی اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار پوشانيده و معتقد است که اين حقيقت ميان عالم انسانی و الوهی  ، برای هميشه ، باقی و پا برجاست " يعنی  با اعتقاد به امام حی غايب


صورت و سيرت مهدی ع
چهره و شمايل حضرت مهدی ( ع ) را راويان حديث شيعی و سنی چنين نوشته اند چهره اش گندمگون ، ابروانی هلالی و کشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش کشيده و زيبا، پيشاني اش بلند و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت .گونه هايش کم گوشت و اندکی متمايل به زردی  - که از بيداری شب عارض شده -بر گونه راستش خالی مشکين . عضلاتش پيچيده و محکم ، موی سرش بر لاله گوش ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار .نگاهش دگرگون کننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وی   نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اکنون از نظرها غايب است . ولی مطلق و خاتم اولياء و وصی اوصياء و قائد جهانی و انقلابی  اکبر است . چون ظاهر شود ، به کعبه تکيه کند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احکام خدا را در سراسر گيتی جاری کند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند .حضرت مهدی ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . مهدی ( ع ) عادل است و خجسته و پاکيزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند . در حکومت او ، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدايی جاری گردد .مهدی ( ع ) حق هر حقداری را بگيرد و به او بدهد . حتی  اگر حق کسی زير دندان ديگری   باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون کشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حکومت مهدی ( ع ) حکومت جباران و مستکبران ، و نفوذ سياسی   منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مکه - قبله مسلمين - مرکز حکومت انقلابی مهدی   شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند ...برخی به او بگروند ، با ديگران جنگ کند ، و هيچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی   ، باقی   نماند و ديگر هيچ سياستی و حکومتی ، جز حکومت حقه و سياست عادله قرآنی   ، در جهان جريان نيابد . آری ، چون مهدی ( ع ) قيام کند زمينی  نماند ، مگر آنکه در آنجا گلبانگ محمدی : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .در زمان حکومت مهدی ( ع ) به همه مردم ، حکمت و علم بياموزند ، تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت کنند . در آن روزگار ، قدرت عقلی توده ها تمرکز يابد . مهدی ( ع ) با تاييد الهی   ، خردهای مردمان را به کمال رساند و فرزانگی  در همگان پديد آورد ... .مهدی ( ع ) فرياد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد .در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتی  بيمانند دست يابند . حتی   چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه های  زمين و ديگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدی ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و شبيخون و غارتگری برافتد و جنگها از ميان برود .در جهان جای ويرانی نماند ، مگر آنکه مهدی ( ع ) آنجا را آباد سازد .در قضاوتها و احکام مهدی ( ع ) و در حکومت وی ، سر سوزنی  ظلم و بيداد بر کسی نرود و رنجی بر دلی ننشيند .مهدی ، عدالت را ، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه های مردمان کند و دادگری او همه جا را بگيرد .


شمشير حضرت مهدی ع

شمشير مهدی ، سيف الله و سيف الله المنتقم است . شمشيری است خدائی   ،شمشيری است انتقام گيرنده از ستمگران و مستکبران . شمشير مهدی شمشير انتقام از همه جانيان در طول تاريخ است . درندگان متمدن آدمکش را مي کشد ، اما بر سر ضعيفان و مستضعفان رحمت مي بارد و آنها را مي نوازد .
روزگار موعظه و نصيحت در زمان او ديگر نيست . پيامبران و امامان و اولياء حق آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند . بسياری  از مردم نشنيدند و راه باطل خود را رفتند و حتی اولياء حق را زهر خوراندند و کشتند . اما در زمان حضرت مهدی   بايد از آنها انتقام گرفته شود . مهدی ع   آن قدر از ستمگران را بکشد که بعضی گويند : اين مرد از آل محمد ص نيست . اما او از آل محمد ( ص ) است يعنی از آل حق ، آل عدالت ، آل عصمت و آل انسانيت است . از روايات شگفت انگيزی که در مورد حضرت مهدی ع   آمده است ، خبری است که از حضرت امام محمد باقر ع نقل شده و مربوط است به 1290 سال قبل . در اين روايت
حضرت باقر   ع   مي گويند : " مهدی ، بر مرکبهای پر صدايی ، که آتش و نور در آنها تعبيه شده است ، سوار مي شود و به آسمانها ، همه آسمانها سفر مي کند " . و نيز در روايت امام محمد باقر   ع   گفته شده است که بيشتر آسمانها ، آباد و محل سکونت است . البته اين آسمان شناسی اسلامی ، که از مکتب ائمه طاهرين   ع استفاده مي شود ، ربطی به آسمان شناسی يونانی و هيئت بطلميوسی ندارد ... و هر چه در آسمان شناسی يونانی ، محدود بودن فلک ها و آسمانها و ستارگان مطرح است ، در آسمان شناسی اسلامی ، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بيشمار و قمرها و منظومه های فراوان . و گفتن چنين مطالبی از طرف پيامبر اکرم   ص و امام باقر ع جز از راه ارتباط با عالم غيب و علم خدائی امکان نداشته است


غيبت کوتاه مدت يا غيبت صغري
مدت غيبت صغری بيش از هفتاد سال بطول نينجاميد   از سال 260ه. تا سال 329ه که در اين مدت نايبان خاص ، به محضر حضرت مهدی ( ع ) مي رسيدند ، و پاسخ نامه ها سؤالات را به مردم مي رساندند . نايبان خاص که افتخار رسيدن به محضر امام ع را داشته اند ، چهار تن مي باشند که به " نواب خاص " يا " نايبان ويژه " معروفند . نخستين نايب خاص مهدی ( ع ) عثمان بن سعيد اسدی است . که ظاهرا بعد از سال 260 هجری وفات کرد ، و در بغداد به خاک سپرده شد . عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت پرورش يافته بود . محمد بن عثمان : دومين سفير و نايب امام ع   محمد بن عثمان بن سعيد فرزند عثمان بن سعيد است که در سال 305هجری وفات کرد و در بغداد بخاک سپرده شد .نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديک چهل سال بطول انجاميد . حسين بن روح نوبختی : سومين سفير ، حسين بن روح نوبختی بود که در سال 326هجری فوت کرد . علی بن محمد سمری : چهارمين سفير و نايب امام حجه بن الحسن ( ع ) است که در سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وی نزديک آرامگاه عالم و محدثبزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب کلينی است .همين بزرگان و عالمان و روحانيون برجسته و پرهيزگار و زاهد و آگاه در دوره غيبت صغری واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشکلات آنها بوسيله حضرت مهدی  ع بودند .


غيبت دراز مدت يا غيبت کبری و نيابت عامه
اين دوره بعد از زمان غيبت صغری آغاز شد ، و تاکنون ادامه دارد .اين مدت دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است . در زمان نيابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعده ای  به دست داده است تا در هر عصر ، فرد شاخصی که آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق کند ، نايب عام امام ع باشد و به نيابت از سوی امام ، ولی  جامعه باشد در امر دين و دنيا . بنابراين ، در هيچ دوره ای پيوند امام ( ع ) با مردم گسيخته نشده و نبوده است . اکنون نيز ، که دوران نيابت عامه است ، عالم بزرگی  که دارای همه شرايط فقيه و دانای دين بوده است و نيز شرايط رهبری را دارد ، در راس جامعه قرار مي گيرد و مردم به او مراجعه مي کنند و او صاحب " ولايت شرعيه " است به نيابت از حضرت مهدی ( ع ) . بنابراين ، اگر نايب امام ( ع ) در اين دوره ، حکومتی را درست و صالح نداند آن حکومت طاغوتی است ، زيرا رابطه ای با خدا و دين خدا و امامت و نظارت شرعی اسلامی ندارد . بنابر راهنمايی امام زمان   عجل الله فرجه   برای حفظ انتقال موجوديت تشيع و دين خدا ، بايد هميشه عالم و فقيهی در راس جامعه شيعه قرار گيرد که شايسته و اهل باشد ، و چون کسی  - با اعلميت و اولويت - در راس جامعه دينی و اسلامی قرار گرفت بايد مجتهدان و علمای  ديگر مقام او را پاس دارند ، و برای نگهداری وحدت اسلامی و تمرکز قدرت دينی  او را کمک رسانند ، تا قدرتهای   فاسد نتوانند آن را متلاشی و متزلزل کنند . گر چه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدی ( ع ) - بسيار درد آور است ، ولی بهر حال - در اين دوره آزمايش - اعتقاد ما اينست که حضرت مهدی ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او ، زنده است و نهان از مردم جهان زندگی مي کند ، روزی  که " اقتضای تام " حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و ضمن انقلابی پر شور و حرکتی   خونين و پردامنه ، بشريت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم توحيد و آيين اسلامی  را عزت دوباره خواهد بخشيد .


اعتقاد به مهدويت در دوره های گذشته
اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دينهای ديگر مانند : يهودی ، زردشتی ، مسيحی و مدعيان نبوت عموما ، و دين مقدس اسلام ، خصوصا ، به عنوان يک اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .


اعتقاد به حضرت مهدی  ( ع ) منحصر به شيعه نيست
عقيده به ظهور حضرت مهدی ( ع ) فقط مربوط به شيعيان و عالم تشيع نيست ،بلکه بسياری از مذاهب اهل سنت( مالکی ، حنفی  ، شافعی و حنبلی و ... ) به اين اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، اين موضوع را در کتابهای فراوان خود آورده اند و احاديث پيغمبر ( ص ) را درباره مهدی ( ع ) از حديثهای متواتر و صحيح مي دانند .

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 18:40  توسط S.I.A.M  | 

چهل حدیث درباره ی امام زمان

قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(علیه السلام):

1- توجّه امام مهدى(علیه السلام) به شیعیان خویش
«إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَ لَوْ لا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.»:
ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم ، که اگر جز این بود گرفتارى ها به شما روى مىآورد و دشمنان، شما را ریشه کن مى کردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانى کنید.
2- عمل صالح و تقرّب به اهل بیت(علیهم السلام)
«فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً یَبْغَتُهُ فُجْأَةً حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.»:
هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستى ما نزدیک مى سازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزیند، زیرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مىگیرد، در وقتى که توبه برایش سودى ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما به خاطر گناهش نجات نمى دهد.
3- تسلیم در مقابل دستورهاى اهل بیت(علیهم السلام)
«فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَیْنا، فَعَلَیْنَا الاِْصْدارُ، کَما کانَ مِنَّا الاِْیرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْکُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إِلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ.»:
از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه، سیراب برگردانیم، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى کشف آنچه از شما پوشیده شده نروید. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى که روشن است به طرف ما قرار دهید.
4- تحقّق حتمى حقّ
«أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْکُرُهُ.»:
خداوند مقدّر فرموده است که حقّ به مرحله نهایى و کمال خود برسد و باطل از بین رود، و او بر آنچه بیان نمودم گواه است.
5- خلقت هدفدار و هدایت پایدار
«إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ یَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَیْهِمُ النَّبِیّینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ، یَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِیَتِهِ وَ یُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دینِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَیْهِمْ کِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَیْهِمْ مَلائِکَةً یَأْتینَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَیْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَیْهِمْ.»:
خداوند متعال، خلق را بیهوده نیافریده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلکه آنان را به قدرتش آفریده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پیامبران را که مژده دهنده و ترساننده هستند به سویشان برانگیخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانى اش جلوگیرى فرمایند و آنچه را از امر خداوند و دینشان نمىدانند به آنها بفهمانند و بر آنان کتاب فرستاد و به سویشان فرشتگان برانگیخت تا آنها میان خدا و پیامبران ـ به واسطه تفضّلى که بر ایشان روا داشته ـ واسطه باشند.
6- ظهور حقّ
«إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ.»:
هرگاه خداوند به ما اجازه دهد که سخن گوییم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از میان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.
7- تفتیش ناروا
«مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَکَ.»:
حضرت مهدى(علیه السلام) در خصوص کسانى که در جستجوى او بوده اند تا به حاکم جور تحویلش دهند فرموده است: آن که بکاود، بجوید و آن که بجوید دلالت دهد و آن که دلالت دهد به هدف رسد و هر که [در مورد من] چنین کند، شرک ورزیده است.
8- ظهور حقّ به اذن حقّ
«فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِکْرُهُ وَ ذلِکَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا.»:
ظهورىنیست، مگر به اجازه خداوندمتعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگیر شدن زمین از جور و ستم.
9- مدّعیان دروغگو
«سَیَأْتى إلى شیعَتى مَنْ یَدَّعِى المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیانى وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیم.»:
آگاه باشید به زودى کسانى ادّعاى مشاهده (نیابت خاصّه) مرا خواهند کرد. آگاه باشید هر کس قبل از «خروج سفیانى» و شنیدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا کند دروغگو و افترا زننده است; حرکت و نیرویى جز به خداى بزرگ نیست.
10- دنیا در سراشیبى زوال
«إِنَّ الدُّنْیا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوکُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِکِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْیاءِ السُّنَّةِ.»:
دنیا فنا و زوالش نزدیک گردیده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پیامبرش ـ که درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و میراندن باطل و زنده کردن سنّت، دعوت مى کنم.
11- ذخیره بزرگ
«أَنَا بَقِیَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخیرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهیمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعینَ).»:
من باقیمانده از آدم و ذخیره نوح و برگزیده ابراهیم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.
12- حجّت خدا
«زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْکَلامِ لَزالَ الشَّکُّ.»:
ستمگران پنداشتند که حجّت خدا از بین رفته است، در حالى که اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مىشد، هر آینه تمام شکّ ها را از بین مى بردیم.
13- عطسه، نشانه سلامت
«أَلا أُبَشِّرُکَ فِى الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلى قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَیّام.»:
نسیم، خدمتکار حضرت مهدى(علیه السلام) گوید: آن حضرت به من فرمود:آیا تو را در مورد عطسه کردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.
14- نماز، طردکننده شیطان
«ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّیْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطانِ.»:
هیچ چیز مثل نماز، بینى شیطان را به خاک نمىمالد، پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاک بمال.
15- اذن مالک
«لا یَحِلُّ لاَِحَد أَنْ یَتَصَرَّفَ فى مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إِذْنِهِ.»:
تصرّف در مال هیچ کس بدون اجازه او جایز نیست.
16- استعاذه به خدا
«أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِیاتِ الْفِتَنِ.»:
پناه به خدا مىبرم از نابینایى بعد از بینایى و از گمراهى بعد از راهیابى و
از اعمال ناشایسته و فرو افتادن در فتنه ها.
17- اسوه هاى حقیقت
«إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إِلاّ کَذّابٌ مُفْتَر.»:
حقّ با ما و در میان ماست، کسى جز ما چنین نگوید، مگر آن که دروغگو و افترا زننده باشد.
18- ظهور فَرَج به اذن خدا
«وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، کَذَبَ الْوَقّاتُونَ. وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَیْنَ(علیه السلام) لَمْ یُقْتَلْ، فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ.»:
امّا ظهور فرج، موکول به اراده خداوند متعال است و هر کس براى ظهور ما وقت تعیین کند دروغگوست. و امّا گفته کسانى که پنداشته اند امام حسین(علیه السلام) کشته نشده، کفر و دروغ و گمراهى است.
19- شناخت خدا
«إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذى خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فىجِسْم«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَالسَّمیعُ الْعَلیمُ».»:
همانا خداوند متعال، کسى است که اجسام را آفریده و ارزاق را تقسیم فرموده، او جسم نیست و در جسمى هم حلول نکرده، «چیزى مثل او نیست و شنوا و داناست».
20- ائمّه(علیهم السلام) دست پرورده هاى پروردگار
«إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلى غَیْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا.»:
خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چیزى نیاز نداریم، و حقّ با ماست. اگر کسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ایجاد نمىشود، ما دست پرورده هاى پروردگارمان، و مردمان، دستپرورده هاى ما هستند.
21- دانش حقیقى
«أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَىْءَ عَلَیْکُمْ مِنْ کُفْرِ مَنْ کَفَرَ.»:
دانش، دانشِ ماست، از کفرِ کافر، گزندى بر شما نیست.
22- اتّفاق و وفاى به عهد
«لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا.»:
اگر شیعیان ما ـ که خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد واتّفاق مى داشتند و عهد و پیمان را محترم مىشمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى شدند.
23- پیروان نادان
«قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دینُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ.»:
حضرت مهدى(علیه السلام) به محمّد بن على بن هلال کرخى فرموده اند :نادانان و کمخردان شیعه و کسانى که بال پشه از دیندارى آنان محکمتر است، ما را آزردند.
24- بیزارى از غالیان
«أَنـَا بَرىءٌ إِلَىاللّهِ وَ إِلىرَسُولِهِ مِمَّنْ یَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ نُشارِکُهُ فىمُلْکِهِ أَوْ یُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الَْمحَلِّ الَّذى رَضِیَهُ اللّهُ لَنا.»:
من از افرادى که مى گویند: ما اهل بیت [مستقلاًّ از پیش خود و بدون دریافت از جانب خداوند] غیب مى دانیم و در سلطنت و آفرینش موجودات با خدا شریکیم، ما را از مقامى که خداوند براى ما پسندیده بالاتر مى برند، نزد خدا و رسولش، بیزارى مى جویم.
25- سجده شکر
«سَجْدَةُ الشُّکْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها.»:
سجده شکر از لازمترین و واجبترین مستحبّات است.
26- فضیلت تعقیبات نماز
«إِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ.»:
فضیلت دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب در مقایسه با دعا و تسبیح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضیلت واجبات بر مستحبّات است.
27- سجده، مخصوص خداست
«فَأَمّا السُّجُودُ عَلَى الْقَبْرِ فَلا یَجُوزُ.»:
سجده بر قبر جایز نیست.
28- راه اندازى کار مردم
«أَرْخِصْ نَفْسَکَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَکَ فِىَ الدِّهْلیزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ.»:
خودت را [براى خدمت] در اختیار مردم بگذار، و محلّ نشستن خویش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.
29- امنیّت بخش زمین
«إِنّى أَمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ کَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ.»:
وجود من براى اهل زمین، سبب امان و آسایش است، همچنان که ستارگان سبب امان آسماناند.
30- رجوع به راویان حدیث
«وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إِلى رُواةِ حَدیثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیْکُم وَ أَنـَا حُجَّةُاللّهِ عَلَیْهِمْ.»:
در پیشامدهاى مهمّ اجتماعى به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا که آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.
31- مطاع، نه مطیع کسى
«إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبائى إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطاغِیَةِ زَمانِهِ وَ إِنّى أَخْرُجُ حینَ أَخْرُجُ وَ لا بَیْعَةَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقى.»:
هریک از پدرانم بیعت یکى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قیام خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتى به گردنم نباشد.
32- آفتاب پشت ابر
«وَ أَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بى فى غَیْبَتى فَکَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَیَّبَها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ.»:
کیفیّت بهره ورى از من در دوران غیبت، مانند کیفیّت بهره ورى از آفتاب است هنگامى که ابر آن را از چشم ها پنهان سازد.
33- سبقت اراده خدا بر همه چیز
«وَ لکِنَّ اَقْدارَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ، وَ إِرادَتُهُ لاتُرَدُّ، وَ تَوْفیقُهُ لایُسْبَقُبه »:
راستى که مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چیزى بر توفیق او پیشى نگیرد.
34- علّت اصلى غیبت امام(علیه السلام)
«وَ أَمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَةِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَلَکُمْ تَسُؤْکُمْ.»:
امّا علّت و فلسفه آنچه از دوران غیبت اتّفاق افتاده [که درک آن براى شما سنگین است] آن است که خداوند در قرآن فرموده: «اى مؤمنان از چیزهایى نپرسید که اگر آشکارتان شود، بدتان آید».
35- آگاهى هاى امام(علیه السلام)
«إِنّا یُحیطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَىْءٌ مِنْ أَخْبارِکُمْ.»:
علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چیزى از اخبار شما بر ما پوشیده نمىماند.
36- دعاى فراوان
«أَکْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ.»:
براى تعجیل فَرَج زیاد دعا کنید، زیرا همین دعا کردن، فَرَج و گشایش شماست.
37- سؤال نامطلوب
«فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا یَعْنیکُمْ.»:
درهاى سؤال را از آنچه که مطلوب شما نیست ببندید.
38- آخرین اوصیا
«أَنَا خاتَمُ الأَوْصِیاءِ وَ بى یَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلى وَ شیعَتى.»:
من آخرین نفر از اوصیا هستم، خداوند به وسیله من بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف مىگرداند.
39- حجّت خدا در زمین
«إَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا.»:
زمین خالى از حجّت خدا نیست، یا آشکار است و یا نهان.
40- علمدار هدایت در هر زمان
«کُلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ.»:
هرگاه عَلَم و نشانه اى پنهان شود، عَلَم دیگرى آشکارگردد، و هر زمان که ستاره اى افول کند، ستاره اى دیگر طلوع نماید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 14:11  توسط S.I.A.M  | 

امام زمان

هر جمعه به جاده آبي نگاه مي كنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 11:52  توسط S.I.A.M  | 

هدیه


با عرض سلام و عرض تسلیت بمناسبت شهادت آیت الله مطهری خدمت دوستان عزیز پس از مدتی که نبودیم الان دست پر خدمتتون رسیدیم .

 تمامی کتابهای  استاد شهید مطهری در این لینک

http://www.asandownload.com/links/archives/3773.php


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 11:49  توسط S.I.A.M  | 

شعري از مقام معظم رهبري

    
    شعري از رهبرمعظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله العالي)خورشيد من بر آي...دل را زبي خودي سر از خود رميدن استجان را هوا ي از قفس پريدن استاز بيم مرگ نيست كه سر داده ام فغانبانگ جرس به...


    شعري از رهبرمعظم انقلاب
 حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله العالي)

خورشيد من بر آي...
دل را زبي خودي سر از خود رميدن است
جان را هوا ي از قفس پريدن است
از بيم مرگ نيست كه سر داده ام فغان
بانگ جرس به شوق به منزل رسيده است
دستم نمي رسد كه دل از سينه بركنم
باري علاج شكرگريبان دريدن است
شامم سيه تراست زگيسوي سركشت
خورشيدمن برآي كه وقت دميدن است
بوي تواي خلاصه گلزار زندگي
مرغ نگه در آرزوي پركشيدن است
بگرفت آب و رنگ ز فيض حضورتو
هر گل دراين چمن كه سزاوارديدن است
با اهل درد شرح غم خود نمي كنم
تقديم غصه ي دل من ناشنيدن است
آن راكه لب به دام هوس گشت آشنا
روزي امين سزا لب حسرت گزيدن است

+ نوشته شده در  جمعه 9 فروردین1387ساعت 12:32  توسط S.I.A.M  | 

 
شبكه فرهنگي امتداد